اگر چه سينما را بعضاً عرضه واقعيتگريزي و فرار از واقعيتهاي زندگي روزمره يا همان واقعيت اعلا (برگرولوكمان 45-39 : 1375) دانستهاند، و آنرا ابزار ساختن دنياي طلايي سرشار از ناديدهها و شگفتيها و ساختن رويا براي تودههاي وسيع شهري و روستايي و دنياي فرا واقعي دانستهاند و آنرا مثال بارز كارخانه رويا سازي خواندهاند، اما بايستي سينما را همچون يك امر تام اجتماعي در نظر آورد كه بايستي بطور همه جانبه به آن نگريست و با اتخاذ اين نقطه نظر، ميتوان چنين گفت كه اگر چه جنبه فرا واقعي واقعيت گريزي آميخته با تكنيك و تفكر تكنيكي (هايدگر 1977) در سينما مجال بروز مييابد،
اما توجه به اين نكته حائز اهميت است كه فيلمسازان در خلاء به توليد فيلم نميپردازند، بلكه در زمان، جامعه، فرهنگ و اقتصاد معيني به باز توليد مؤلفههاي گفته شده ميپردازند و عوامل و مؤلفههاي مذكور بر آنها تاثير گذاشته و محتواي آنها را مشروط ميكند
| |





